واژه «سوسبار» در منابع لغوی و هزوارشی به عنوان یک واژه کهن ایرانی مطرح شده است که در اصل به معنای «اسب» به کار میرفته است. این واژه در متون پهلوی و زبانهای باستانی ایران، صورتهای مختلفی از واژه اسب را نشان میدهد و ریشه آن به ساختارهای زبانی قدیم بازمیگردد. در برخی منابع مانند برهان قاطع و حاشیههای آن، توضیح داده شده که «سوسبار» در واقع تحریفی از صورتهای هزوارشی مرتبط با واژه «سوسیا» و «اسپ» است. این واژه در اصل در نظام هزوارشی به کار میرفته و نشاندهنده واژهای است که در نوشتار یک صورت و در تلفظ صورت دیگری داشته است. در زبانهای زند و پازند نیز این واژه به معنای اسب آمده و با واژه عربی «فرس» معادل دانسته شده است. برخی لغتشناسان اشاره کردهاند که «سوسبار» با واژه «سوار» یا «اسوبار» خلط شده و همین امر باعث اختلاف در معنا و صورت آن شده است. از نظر تاریخی، این واژه بخشی از نظام واژگانی ایران باستان و ادبیات پهلوی محسوب میشود. کاربرد آن در متون امروزی بسیار محدود است و بیشتر جنبه لغتشناسی و پژوهشی دارد. این واژه نمونهای از تحول و تغییر شکل واژگان در گذر زمان در زبان فارسی به شمار میرود. در مجموع، سوسبار به معنای اسب در زبانهای کهن ایرانی و هزوارشی دانسته شده است.
سوسبار
لغت نامه دهخدا
سوسبار. ( هزوارش، اِ ) مصحف هزوارش «سوسیا»، پهلوی «اسپ ». مؤلف در آخر همین ماده بحذف رای قرشت اشاره کرده با «سوبار» ( اسوبار ) به معنی سوار خلط شده. ( ازحاشیه برهان قاطع چ معین ). بلغت زند و پازند اسب را گویند و به عربی فرس خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ).
جمله سازی با سوسبار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیس. (هزوارش، اِ) اسب جلد و تند و تیز باشد. (برهان) (جهانگیری). قیاس کنید با «سیسو» (اسب) در زبان اکدی و آشوری که در آرامی «سوسیا» شده و به صورت هزوارش وارد پهلوی گردیده. رجوع به سوسبار شود. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین)