لغت نامه دهخدا
سنق. [ س َ ن َ ] ( ع مص ) ناگوار شدن از شیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( المصادر زوزنی ). ناگوارد شدن بچه شتر از شیر. ( ناظم الاطباء ).
سنق. [ س َ ن َ ] ( ع مص ) ناگوار شدن از شیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( المصادر زوزنی ). ناگوارد شدن بچه شتر از شیر. ( ناظم الاطباء ).
ناگوار شدن از شیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نادرشاه – که قزلباش نبود - برای کاهش نفوذ و اقتدار این خاندان و تسری قدرت خود در مناطق متعلق به این خاندان و تقویت قدرت و نفوذرقبای محلی آنان، قلمرو آنان را به ناحیه گنجه محدود کرد و قراباغ را از حکومت خاندان زیاد اوغلی جدا نمود. به گفته عباسقلی آقا باکیخانوف، «...حکام گنجه و قراباغ نیز به لقب زیاد اوغلی قاجار از پل خدا آفرین تا قریه شولاور گرجستان بالاتر از پل سنق حکمرانی مینمودهاند. چون در شورای کبرای مغان به سلطنت نادر شاه رضا نداده و در طلب استقرار دولت صفویه بودند، نادرشاه نیز بعد از تمکن بر سریر سلطنت ایران به مقام کسر حشمت و اقتدار ایشان برآمده بسیاری از اهالی قراباغ را به خراسان کوچانده ملکان برگشاط و خمسه را از تحت اختیار ایشان به در کرده و به سردار آذربایجان سپرد و محال قزاق را که هلاکو خان از ترکستان و محال بوزجالو را که شاه عباس اول از بوزجالوی عراق آورده در سرحد گرجستان نشانیده بودند به اختیار والی گرجستان داد. به این سبب خوانین مذکوره بهغایت ضعیف گشته به حکومت حوالی گنجه اکتفا داشتند.»