لغت نامه دهخدا
سفیره. [ س َ رَ ] ( ع اِ ) گردن بند زر و نقره. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
سفیره. [ س َ رَ ] ( ع اِ ) گردن بند زر و نقره. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سفیره (به عربی: السفیرة) یک منطقهٔ مسکونی در لبنان است که در شهرستان منیه ضنیه واقع شدهاست. سفیره ۵٫۷۱ کیلومتر مربع مساحت دارد.
💡 سفیروث(عبری:סְפִירוֹת) شکل جمع سفیره(סְפִירָה) به معنی شمارش در کابالا و عرفان یهودیت است. عارفان یهودی، ده سفیروت را شناختهاند. کابالاییها برای توالی ده سفیروت اصطلاحات و واژههای ثابتی دارند، این اصطلاحات در زوهر آمدهاست. در بین سفیرهها مرتبه برقرار است و سفیروت معمولاً از بالا به پایین نوشته میشود. این ده سفیروت عبارتاند از: