سعالی

لغت نامه دهخدا

سعالی. [ س ُ ] ( ع اِ ) گیاهی است برگ آن در تفجیر ریش غربیلک و تحلیل آن عجیب الفعل و تازه کر را دفع کند. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). || فنجریون است. ( تحفه حکیم مؤمن ).

فرهنگ فارسی

گیاهی است برگ آن در تفجیر ریش غربیلک و تحلیل آن عجیب الفعل و تازه کر را دفع کند.

جمله سازی با سعالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فرفره، فنجیون، حشیشةالسعال، سعالی، سعله، علف سرفه، منجون، فخریون، فرفر، فنجیوون و توسیلا‍ژ

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران