لغت نامه دهخدا
( سخیفة ) سخیفة. [ س َ ف َ] ( ع ص ) تأنیث سخیف. کم بافت. شل: و یسد فمه بخرتة سخیفة. ( ابن البیطار ). رجوع به سخیف شود.
( سخیفة ) سخیفة. [ س َ ف َ] ( ع ص ) تأنیث سخیف. کم بافت. شل: و یسد فمه بخرتة سخیفة. ( ابن البیطار ). رجوع به سخیف شود.
💡 در مورد نیرنگستان به خطا نرویم و بپنداریم که نسک تماماً اوهام و خرافات و افکار سخیفه را در بر میگیرد. چرا که هدایت در دیباچه آن برخی از این آیینها را میستاید و از آنها به نام یادگارهای نیک ایرانی یاد میکند. این باورها و پندارها را نشانه سالگذشت مردمی میداند که زیاد پیر شده، زیاد فکر کرده و زیاد افکار شاعرانه داشتهاست. از جمله جشن نوروز، آداب عقد و عروسی و تمامی افکار بی زیان خندهآور و افسانههای قشنگ ادبی و....