ساعت بغلی

لغت نامه دهخدا

ساعت بغلی. [ ع َ ت ِ ب َ غ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ساعت جیبی. ساعتی که آن را در جیب نهند، و غالباً زنجیری از آن آویزان است.

فرهنگ فارسی

ساعت جیبی

جمله سازی با ساعت بغلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «رژیسور» [کارگردانِ سینما] (اوانس اوهانیانس)، درحالی‌که به‌دنبالِ داستانی برای فیلمِ خود می‌گردد، با این پیشنهاد روبه‌رو می‌شود که از حاجی آقا (حبیب‌الله مراد) ــ که شخص متمکن و متلون‌المزاجی است و با سینما و نمایش مخالف است ــ به‌طور مخفیانه فیلم بگیرد. داماد (عباس طاهباز)، نوکر (عباسقلی عدالت پور) و دختر حاجی آقا (آسیا قسطانیان) تمهیدها و اسباب کار را فراهم می‌آورند. حاجی آقا در پی مفقودشدن ساعت بغلی خود به نوکرش پوری بدگمان می‌شود و در خیابان‌های شهر، همراه دامادش پرویز، به تعقیب او می‌پردازد. حاجی آقا ابتدا گذرش به مطب مسیو آبی دندان‌ساز (غلامعلی سهرابی) می‌افتد و سپس با مرتاض (اوانس اوگانیانس) روبه‌رو می‌شود که ادعا می‌کند می‌تواند ساعت حاجی را پیدا کند. او عملیاتی مثل ظاهرکردن روح دختر و دامادش را در حضور حاجی انجام می‌دهد. رژیسور از همه‌ی این ماجراها فیلم می‌گیرد و حاجی آقا پس از تماشای آن به سینما به‌عنوان یکی از وسایل تربیت و تهذیب اخلاق عمومی اعتقاد می‌آورد.

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز