این کلمه چند معنا دارد که در زمینههای مختلف به کار میرود. نخست، به معنای هماهنگی و دمسازی بین اجزاء یا افراد است، یعنی وقتی اجزا یا افراد با هم همآهنگ و منسجم عمل میکنند، گفته میشود سازگری دارند. دوم، در موسیقی، «سازگری» نام پردهای مرکب است که ترکیبی از مقامهای عراق و اصفهان محسوب میشود و در نواختن موسیقی سنتی ایرانی کاربرد دارد. سوم، این واژه به نوعی از سازهای هوایی یا سازهای بادی نیز اشاره دارد که با دمیدن هوا در آنها صدا تولید میشود. بنابراین، «سازگری» هم میتواند به معنای هماهنگی و همآهنگی باشد و هم به مفاهیم موسیقی، شامل پرده و ساز بادی، مرتبط باشد. این واژه در متون موسیقی و ادبیات کهن فارسی دیده میشود و هر معنا بسته به زمینه کاربرد آن متفاوت است. در مجموع، «سازگری» هم نشانه نظم و هماهنگی است و هم یکی از اصطلاحات موسیقی سنتی ایرانی.
سازگری
لغت نامه دهخدا
سازگری. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) نام پرده ای است از موسیقی مرکب از مقام عراق و اصفهان. ( برهان ) ( جهانگیری ) ( غیاث ) ( شعوری ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
زمزمه سازگری در عراق
کرده به آهنگ عراق اتفاق
سازگری را همه خواهان شده
نغمه او تا به صفاهان شده.امیرخسرو ( از شعوری و انجمن آرا و آنندراج ).|| نوعی از ساز هوائی.( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
فرهنگ فارسی
۱ - هماهنگی دمسازی. ۲ - پرده ایست مرکب از مقام عراق و اصفهان. ۳ - نوعی از ساز هوایی ( ساز بادی ).
جمله سازی با سازگری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نتیجه نمونههایی از روی قانون وی در کارگاه سازگری وزارت فرهنگ و هنر آن زمان ساختند و شاگردانی هم توسط وی تربیت شدند که از میان آنها، سیمین آقا رضی و ملیحه سعیدی به شهرت رسیدند. مقالههای وی در مورد ساز قانون در مجلهٔ «موزیک ایران» به چاپ رسیدهاست.