لغت نامه دهخدا
سابنده. [ ب َ دَ / دِ ] ( نف ) در تداول عوام گاهی بجای ساینده آید. رجوع به ساینده شود.
سابنده. [ ب َ دَ / دِ ] ( نف ) در تداول عوام گاهی بجای ساینده آید. رجوع به ساینده شود.
آنکه چیزی را میساید و نرم میکند طحان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیسکهای تصویری و صوتی و لوحهای فشرده؛ یک دیسک ویدئو حامل یک برنامهٔ ویدئویی ضبطشدهاست که میتوان آن را بر روی دستگاه تلویزیون معمولی نمایش داد. سازندگان دیسک ویدئویی اطلاعات را با استفاده از یک سابنده روی آن ضبط میکنند که این اطلاعات به وسیلهٔ لیزر خوانده میشود. یک روش معمول ضبط شامل برشهای شیاری با طولها و فاصلههای مختلف است. عمق این شیارها ۴/۱ طول موج لیزری است که از آن در فرایند خواندن استفاده میشود. در موقع خواندن باریکهٔ لیزر طوری کانونی میشود که فقط بر روی یک شیار بیفتد. هنگامی که شیار در مسیر لکهٔ باریکهٔ لیزر واقع شود بازتاب به خاطر تداخل ویرانگر بین نور بازتابیده از دیوارهای شیار و به آن کاهش پیدا میکند. به عکس نبودن شیار باعث یک بازتاب قوی میشود. بدین طریق میتوان اطلاعات تلویزیونی را به صورت رقمی ضبط کرد.
💡 به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، نخستین کارخانه تمامایرانی دانش بنیان تولید آلومینای آلفا با استفاده از کورههای ویژه ذوب ۲۰۵۰ درجهای، دستیابی به دانش تولید ماده نسوز و سابنده آلومینا که فقط در اختیار چندکشور دنیا میباشد در ساوه به بهرهبرداری رسید. این کارخانه با سرمایهگذاری شرکت «معنا معدن نوآوری اندیشه»، یکی از شرکتهای زیر مجموعه مؤسسه دانشبنیان برکت به عنوان اولین شرکت دانش بنیان و سرمایهگذار خطر پذیر در حوزهٔ تخصصی معدن میباشد، احداث شدهاست.