سائف

لغت نامه دهخدا

سائف. [ ءِ ] ( ع ص ) شمشیردار. ( دهار ). مرد با شمشیر. || مردزننده بشمشیر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج، سوائف.

فرهنگ فارسی

شمشیردار

جمله سازی با سائف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فهد به او توصیه کرد که کنترل را به مالیک سائف محول کند که قبول نکرد.

💡 پلیس در تهاجم به این خانه یهودا صدیق را دستگیر کرد و او بعد از ۲۸ روز تحمل شکنجه برید و به بازجویش گفت که مالک سائف مسئول اول حزب است.

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز