لغت نامه دهخدا
زیان رساندن. [ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) اضرار. الحاف. رزء. زیان رسانیدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). خسارت و گزند وارد آوردن بر چیزی یا کسی.
زیان رساندن. [ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) اضرار. الحاف. رزء. زیان رسانیدن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). خسارت و گزند وارد آوردن بر چیزی یا کسی.
اضرار الحاف
💡 خلیفه برای توضیح بیشتر و وعظ و نصیحت سلطان، شهابالدین عمر سهروردی را به رسالت نزد او فرستاد و بنا به نقل منابع: شیخ پس از آن که به خدمت سلطان راه یافت، حدیثی از رسولالله مبنی بر این که ایشان مؤمنان را از زیان رساندن به آل عباس برحذر داشتهاند، برای سلطان نقل کرد. سلطان محمد پاسخ داد:
💡 وظایف شخص نسبت به خود، به خانواده، به وطن و به جهان از یکدیگر جدا و مستقل نیستند. نمیتوان با زیان رساندن به خود یا خانوادهٔ خود به وطن خویش خدمت کرد. به همین قرار نمیتوان با زیان رساندن به جهان نیز به وطن خود خدمت کرد.
💡 در این روایت بسیاری از مردمان انیرانی، هر سه سال بر سر البرز برای رفتن به سرزمینهای ایرانی گرد آیند، برای زیان رساندن، کندن و نابود کردن جهان، تا بُرزایزد، از دریای ژرف آرنگ برآید و چمروش مرغ را بر فراز آن کوه بلند (البرزکوه) برایستاند و چمروش مرغ، همهٔ مردم سرزمین انیران را، بدانگونه که مرغ دانه را برمیچیند، از زمین برچیند.