لغت نامه دهخدا
زیارتخانه. [ رَ ن َ / ن ِ ] ( اِمرکب ) محل زیارت. زیارتگاه. جای زیارت:
ز خاکش گنبدی عالی برافراخت
وز آن گنبد زیارتخانه ای ساخت.نظامی.
زیارتخانه. [ رَ ن َ / ن ِ ] ( اِمرکب ) محل زیارت. زیارتگاه. جای زیارت:
ز خاکش گنبدی عالی برافراخت
وز آن گنبد زیارتخانه ای ساخت.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به جز آرامگاه شیخ عدی، ساختمانهای زیارتی دیگری نیز در لالش قرار دارند که زیارتخانههای منسوب به دیگر پیرهای مقدس یزیدیان هستند. به باور زائران این پیرها توانایی شفای بیماری دارند.