زناره

لغت نامه دهخدا

( زنارة ) زنارة. [ زُن ْ نا رَ ] ( ع اِ ) زنار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
زنارة. [ زُن ْ نا رَ ] ( اِخ ) بطنی است از لواثة ( قبیله ای از بربر ). رجوع به صبح الاعشی ج 1 صص 365 - 366 شود.

جمله سازی با زناره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پوشاک محلی مورد استفاده مردان این روستا شلوار و پیراهن، جبه، کلاه نمدی، شال، دوال (کمربند)، زناره و کورک می‌باشد. پاپوش مردان اغلب گیوه، گالش و کفش است.

💡 چقه و زناره قسمتی از تکه های اصلی لباس مردانِ قشقایی است که در سالِ ۱۳۹۱ با شمارهٔ 923 به ثبت آثار ناملموس فرهنگی کشور رسیده است.

💡 زناره: زناره بندی هشتی شکل ضربدری و به‌صورت افقی می‌باشد که روی جوقا پوشیده می‌شود و از پشت به دو کتف بسته می‌شود که معمولاً در قسمت هر کتف و قسمت وسط که بند از روی بند به هم وصل هست گمبول‌های رنگی آویزان می‌شود که زیبایی خاصی به لباس می‌دهد.

💡 در آغاز قرن بیستم مردها پیراهن بی یقه سفید، شلوار گشاد سیاه که دم پایشان جمع شده بود، قبایی که جلویش با کمربند بسته می‌شد، و کلاه کوتاه و گرد نمدی می‌پوشیدند. بعضی مردها نیز ژاکت‌های پوستی و جلیقه‌های نمدی می‌پوشیدند. پاپوششان نیز مانند همه ایران گیوه (ملکی) بود. برای جشن‌ها، شکار و جنگ مردها عبای نازکی به نام چوقا بویراحمد یا چقه زناره می‌پوشیدند. بستن قطار فشنگ نیز مایه مباهات بود.

💡 برای تزیین چقه آن را با زناره و گُمبل

💡 چقه زناره که به اختصار با نامِ جقه یا چُقِّه شناخته می شود؛

جغ جغ یعنی چه؟
جغ جغ یعنی چه؟
منطق الطیر یعنی چه؟
منطق الطیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز