لغت نامه دهخدا
روییدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت، اِ ) نبات و گیاه و هر چیز که بروید و ببالد. ( ناظم الاطباء ). نامیه. نبات. رُستنی. گیاه. عشب. کلأ. نبت. ( یادداشت مؤلف ).
روییدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت، اِ ) نبات و گیاه و هر چیز که بروید و ببالد. ( ناظم الاطباء ). نامیه. نبات. رُستنی. گیاه. عشب. کلأ. نبت. ( یادداشت مؤلف ).
نبات و گیاه و هر چیز که بروید و ببالد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اشکفت زرده (کول خرسان) در کیلومتر ۱۸ جاده شهیون-دزفول سمت غرب جاده در مجاورت روستای بیشهبزان واقع شدهاست که دارای آب دائمی، آبشار، بیشه زار و انواع روییدنیهای خاص منطقه میباشد و از دو مسیر قابل دسترسی میباشد.
💡 پَر یکی از انواع روییدنیهای برونپوست (اگزودرم) است که بر پوست بدن روی دایناسورها، هم پرندگان (پرنده) و هم برخی غیر پرندگان (غیر پرنده) و احتمالاً دیگر شاهخزندهریختان تشکیل میدهند. آنها از جمله ویژگیهایی هستند که پرندگان موجود را از سایر گروههای زنده متمایز میکند.
💡 انار و ریواس: از روییدنیهای این خطه.
💡 اشکفت زرده (کول خرسان) در کیلومتر ۱۸ جاده شهیون-دزفول سمت غرب جاده در مجاورت روستای بیشهبزان واقع شدهاست که دارای آب دائمی، آبشار، بیشه زار و انواع روییدنیهای خاص منطقه میباشد و از دو مسیر قابل دسترسی میباشد. روستای بیشهبزان و روستای اسلامآباد.