لغت نامه دهخدا
( روفة ) روفة. [ رَ ف َ ] ( ع مص ) مهربانی. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).به معانی رَوف. ( منتهی الارب ). و رجوع به روف شود.
( روفة ) روفة. [ رَ ف َ ] ( ع مص ) مهربانی. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ).به معانی رَوف. ( منتهی الارب ). و رجوع به روف شود.
به معانی روف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به سالها کار و تلاش مداوم و مرمت صدها اثر تاریخی و ماندنی این دیار که سرمایههای فرهنگی این مرز و بوم به حساب میآیند، بالاخره در سومین جشنواره تجلیل از پیشکوتان هنر و صنعت فرش که در ۱۱ اسفند ماه ۱۳۸۷ در موزه ملی فرش ایران برگزار گردید از پدر رفوگری فرش ایران به همراه ۱۰ تن از اساتید این هنر صنعت تجلیل به عمل آمد. برگزیدگان در سه رشته مهم این هنر از اساتید فنون بافندگی؛ ناظر فنی و چله کشی؛ مرمت و رفوگری بودند. از استان آذربایجان شرقی استاد اصغر روفه گرحق به عنوان پدر رفوگری و مرمت کار پیشکسوت و استاد محمد خوبانفر بافنده آثار حجمی حضور داشتند که مورد تجلیل قرار گرفتند. این مراسم که در موزه ملی فرش ایران برگزار گردید با حضور دکتر فرجی ریاست مرکز ملی فرش ایران و سایر مقامات وزارت بازرگانی و شخصیتهای هنری با اهدای لوح و تندیس جشنواره به اساتید پیشکسوت از میراثداران این هنر و صنعت تجلیل بعمل آوردند.