لغت نامه دهخدا
روبنده زدن. [ ب َ دَ / دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) روبند بر چهره کشیدن. نقاب بر صورت افکندن. برقع بر روی پوشیدن.
روبنده زدن. [ ب َ دَ / دِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) روبند بر چهره کشیدن. نقاب بر صورت افکندن. برقع بر روی پوشیدن.
روبند بر چهره کشیدن نقاب بر صورت افکندن
💡 در جریان دیدار طنطاوی از یکی از شعبات الازهر در مصر، در گفتگویی بین این رهبر مذهبی و یک دختر روبنده دار طنطاوی از این دانش آموز مصری خواسته بود تا روبنده خود را بردارد و به او گفته بود روبنده زدن در اسلام جایی ندارد و هیچ حکمی دربارهٔ روبنده زدن زنان وجود ندارد (نقل به مضمون).