رفله

لغت نامه دهخدا

( رفلة ) رفلة. [ رَ ف ِ ل َ ] ( ع ص ) امراءة رفلة؛ زن بطرز نیکو دامن کشان. || زندگانی فراخ. || رِفِلَة زن زشت. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).
رفلة. [ رِ ف ِ ل َ ] ( ع ص ) رَفِلَة. زن زشت. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به رَفِلَة شود.
رفله. [ ] ( اِخ ) جرجس، رفله افندی. به سال 1315 هَ. ق. در روزنامه الوقایع الرسمیة المصریة مترجم بود. او راست: اصول الاقتصاد السیاسی. ( از معجم المطبوعات مصر ج 1 ).

جمله سازی با رفله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حلمی رفله (انگلیسی: Helmy Rafla; ۱۵ مهٔ ۱۹۰۹ – ۲۲ آوریل ۱۹۷۸) کارگردان فیلم اهل مصر بود.

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
با دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز