رزیف

لغت نامه دهخدا

رزیف. [ رَ ] ( ع مص )بانگ کردن شتر. || شتاب کردن از بیم. || شتاب و پویه دویدن ماده شتر: رزفت الناقة.( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). بشتاب دویدن و گویند: اسرع من فزع. ( از اقرب الموارد ). || نزدیک شدن کار: رزف الامر. || پیش درآمدن کسی را: رزف الیه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با رزیف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رزیف صدیق (انگلیسی: Razif Sidek؛ زادهٔ ۲۹ مهٔ ۱۹۶۲) بدمینتون‌باز سابق اهل مالزی است.

حشره خوار یعنی چه؟
حشره خوار یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز