رایاندن
مترادفها
مالیدن، پخش کردن
متضادها
جمع کردن، گرد آوردن
لغت نامه دهخدا
رایاندن. [ دَ ] ( مص ) رهنمائی نمودن به بیرون. هدایت کردن. ( ناظم الاطباء ). اما در مآخذ دیگر دیده نشد.
فرهنگ فارسی
رهنمایی نمودن به بیرون. هدایت کردن.
ویکی واژه
راهنمایی نمودن، به بیرون هدایت کردن.
جمله سازی با رایاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شکلِ فارسی میانهٔ این واژه rāyēnīdan بوده و اگر میخواسته به فارسی نو برسد به شکل رایانیدن/ رایاندن درمیآمده. (بسنجید با واژهیِ فارسیِ میانهیِ āgāhēnīdan که در فارسیِ نو آگاهانیدن/ آگاهاندن شدهاست).
💡 واژهٔ رایانه از مصدر رایانیدن ساخته شده که در فارسی میانه به شکلِ rāyēnīdan و به معنای «مرتّب کردن، نظم بخشیدن و سامان دادن چیزی» بوده که هم معنای (به فرانسوی: Ordinateur) است. این مصدر در زبان فارسی میانه کاربرد فراوانی داشته و مشتقهای زیادی نیز از آن گرفته شده بودهاست. برایِ مصدر رایانیدن/ رایاندن در لغتنامه دهخدا چنین آمده: