ذرو

لغت نامه دهخدا

ذرو. [ ذَرْوْ ] ( ع مص ) پرانیدن. || بردن. || ذرو ریح شی را؛ برداشتن باد آنرا. دامیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || پریدن. || رفتن. پریدن و رفتن چیزی خود بخود. || برباد کردن خرمن گندم و جز آن تا از کاه پاک شود. دامیدن. ( زوزنی ). || ذروشی ٔ؛ شکستن آنرا. || بشتاب رفتن. ( تاج المصادر بیهقی ). || ذرو ظبی؛ بشتاب رفتن آهو. || ذرو دهان؛ خطا کردن در سخن و ناتمام گفتن. || بیفتادن. ( تاج المصادر بیهقی ). ذَرو شی ٔ؛ افتادن آن. ( منتهی الارب ). ذروضرس؛ بیفتادن دندان. || بر باد داده شدن. دامیده شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || وعید کردن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || آفریدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || ستاره از جای خویش برفتن. ( زوزنی ).
ذرو. [ ذَرْوْ ] ( ع اِ ) پاره ای ناتمام از کلام.
ذرو.[ ذَ ] ( اِخ ) و یا بقول ابن الفقیه، ذات ذرو؛ یکی ازوادیهای علاة به یمامة. صمةبن عبداﷲ القشیری گوید:
نظرت و اصحابی بذروة نظرة
فلو لم تفض عینای ابصرتا نجدا.

فرهنگ فارسی

و یا بقول ابن الفقیه ذات ذرو. یکی از وادیهای علاه به یمامه.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۲(بار)

جمله سازی با ذرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و الذاريات - اين جمله در ابتداى سوره 51 قرآن است و كلمه ذاريات جمع ذاريه از ذرو استكـه مـعنى اصلى آن باد و نسيمى است كه بوزد و خاك و ذرات را بلند و در فضا پراكندهسـازد و اصـل آن از ذروة بـمـعـنـاى ارتـفـاع و بـلنـدى اسـت. البـتـه آيـات چـهـارگـانـهاول اين سوره كه با واو قسم افتتاح شده و بدان سوگند ياد ميشود همگىاين سوگندها در اثبات قيامت و وقوع آنست كه در آيات 5 و 6 آمده است. و اما ذكر اين كلمهدر ايـنـجـا كـه گفته ميشود اى فرزند ذاريات كه منظور امير المومنين (ع ) و ولايت اوست ازاين نظر است كه چون در بعضى اخبار و روايات مصاديق بعضى از آيات اين سوره را برولايت و روش اولياى حق منطبق كرده لذا اين جمله بدين صورت آمده است. (435)

شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
حشره خوار یعنی چه؟
حشره خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز