لغت نامه دهخدا
دیوستان. [ وْ س ِ ] ( ن مف مرکب ) دیوستانیده. دیو بخوریده. دیوانه و مجنون. ( ناظم الاطباء ).
دیوستان. [ وَ ] ( اِ مرکب ) بیابان ومسکن دیوان. || گردباد. ( ناظم الاطباء ).
دیوستان. [ وْ س ِ ] ( ن مف مرکب ) دیوستانیده. دیو بخوریده. دیوانه و مجنون. ( ناظم الاطباء ).
دیوستان. [ وَ ] ( اِ مرکب ) بیابان ومسکن دیوان. || گردباد. ( ناظم الاطباء ).
( اسم ) محل اقامت دیوان دیو کده دیو خانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این پسوند در نام بسیاری از مناطق آسیای میانه و جنوب آسیا جایی که مردمان هند و ایرانی در دوره باستان در آنجا سکونت داشتند مشخص است. به هر حال این پسوند در زبان فارسی مانند نام ریگستان (مکان ریگ) یا در اردو گلستان (مکان گل) در هندی دیوستان (مکان دیو) رایج است. این پسوند ریشه در زبانهای هند و ایرانی و در نهایت در زبانهای هند و اروپایی دارد. در زبان نیا هند و اروپایی با stā- (ایستادن) آغاز میشود که ریشه واژه stand در انگلیسی، stāre در لاتین و histamai در یونانی است که همه به معنی ایستادن هستند، همانطور که در زبان پشتون tun (به معنی سرزمین خانگی یا محل زندگی: البته "تون" {"دون"} شکل متحول "دان" فارسی است، در "کاهدان"، "ناودان" و غیره). در روسی stan (زیستگاه یا مکان اقامت نیمه دائمی) است. در زبانهای بوسنیایی و صربی و کرواتی stan در معنی مدرن معنی آپارتمان میدهد و در گذشته معنی محل زندگی میداد. همچنین ریشه این واژه را در زبانهای ژرمنی میشود در واژه Stand به معنی محل و مکان یافت و Stadt در آلمانی، stad/sted در هلندی و اسکاندیناوی، stêd در فریسی غربی، stead در انگلیسی همه به معنی شهر هستند. پسوند ستان مشابه پسوند -land است که در بسیاری از نامهای مکانهای گوناگون قابل مشاهده است.