دوباج

لغت نامه دهخدا

دوباج. [ دُ ] ( اِخ ) دهی از بخش خمام شهرستان رشت. با 246 تن سکنه. آب آن از نهر رشمک از سفیدرود تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
دوباج. [ دُ ] ( اِخ ) دهی از بخش لشت نشاء شهرستان رشت. با 140 تن سکنه. آب آن از استخر و نورود از سفیدرود تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی از بخش خمام شهرستان رشت.

دانشنامه عمومی

دوباج، روستایی است از توابع بخش لشت نشا شهرستان رشت در استان گیلان ایران که در همسایگی با روستاهای رودپشت و جلیدان و نوده قرار دارد.
این روستا در دهستان علی آباد زیباکنار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۷ نفر ( ۴۶خانوار ) بوده است.

جمله سازی با دوباج

💡 قیام با کشته شدن رهبرش که یک دوباج بود، در نبرد با سپاه اعزامی از سوی شاه تهماسب پایان یافت.

💡 امیره دوباج، جانشین پدرش حسام الدین شد.

💡 امیره دوباج سکه‌هایی به نام شاه اسماعیل زد و یک سال بعد از دربار بازدید کرد، که در آن موقع لقب مظفر سلطان را دریافت کرد و دختر شاه اسماعیل به همسری او درآمد.

💡 امیره دوباج، تصمیم گرفت به جای مواجهه به تنهایی با سپاه صفوی، هدایایی به دربار بفرستد، و تقاضای بخشایندگی کند و در همان زمان از احمد خان که در آن زمان در اردوگاه سلطنتی بود خواهش کند، تا پادرمیانی کند.

💡 بیه پس (به مرکزیت فومن؛ و بعداً رشت)، یک منطقه سنی، که توسط امیره دوباج شفیعی از خاندان دوباج/عشقوند اداره می‌شد، که اصل و نسبش را به پادشاهان ساسانی و پیش از آن می‌رساند، و در همان زمان، ادعای‌تبار از اسحاق نبی می‌کرد.

💡 شاه اسماعیل که هیچگاه از شکست در چالدران بهبود نیافت، و احتمالاً از روابط دوباج با سلطان سلیم آگاه نبود، او را بخشید.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز