لغت نامه دهخدا
دوارس. [ دَ رِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ دارس. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ):
رسوم الطلل والدیار الدوارس
چو بر صدر منشور توقیع صاحب.( منسوب به حسن متکلم ).
دوارس. [ دَ رِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ دارس. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ):
رسوم الطلل والدیار الدوارس
چو بر صدر منشور توقیع صاحب.( منسوب به حسن متکلم ).
= دارس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریشهشناسی لغت دودو آشکار نیست. بههرحال، نظرهایی نقدپذیر و تصویبنشده وجود دارد. برخی آن را برگرفته از واژهٔ هلندی دودور بهمعنی تنبل میدانند. ممکن است به واژهٔ هلندی دیگری که بهمعنای گریب کوچک است در پیوند باشد. ارتباط ممکن است بهدلیل شباهت پرهای انتهایی پشت یا بهدلیل آنکه هر دو پرنده بهصورت پنگوئنی راه میرفتهاند. به هر روی، هلندیها همچنین پرندهٔ جزیرهٔ موریس را والقوگل بهمعنای تهوعآور و نامطلوب بر اساس مزهاش نامیدهاند. این نام آخر (والقوگل) برای نخستین بار در مجلّهٔ دریاسالار ویبراند وان ویسک، کسی که از جزیره در سال ۱۵۹۸ دیدن کرد و آن را جزیره موریس نامید، آمدهاست. دودو یا دوارس در مجلهٔ ناخدا ویلم وان وستسانن چهار سال بعد ثبت شدهاست؛ امّا مشخص نیست آیا او اولین کسی است که این نام را بکار برده یا نه، زیرا پیش از هلندیها، پرتغالیها جزیره را در ۱۵۰۷ دیده بودند، اما به صورت دایمی آنجا اقامت نکردهبودند. واژه دودو ممکن است با یک واژه زننده پرتغالی به معنای احمق در پیوند باشد. در ۱۶۰۶ کرنلس متلیف دی جُنگ یک گفتار مهم در jj دودو بعضی دیگر از پرندگان، گیاهان و حیوانات جزیره نوشت. دودو همچنین به نام دیوجوجه نیز توسط اقامت کنندگان اولیه شناخته شده بود.