لغت نامه دهخدا
( دهقلة ) دهقلة. [ دَ ق َ ل َ ] ( ع مص ) گرفتن پوست دابه تا برابر و درست گردد و ستردن موی آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). و رجوع به دهلقه شود.
( دهقلة ) دهقلة. [ دَ ق َ ل َ ] ( ع مص ) گرفتن پوست دابه تا برابر و درست گردد و ستردن موی آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). و رجوع به دهلقه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اين چهار مرغى كه طبايع شان مختلف است را در هم كوبيد و با هم مخلوط كرد و بالاى دهقله كوهى نهاد سپس آنها را صدا زد و اين ذرات در آميخته از هم تفكيك شدند و هر يكى از آنچهار تا تشكيل شده اند و به سوى حضرتش پرواز كردند و اگر اين گونه از آيات بهعنوان قضاياى خارجى هم باشند از نظر عقلى امكان دارد و استحاله عقلى ندارد زيرا كهانسان كالم صاحب ولايت كليه است و وى را دست تصرف بر ماده كائنات است و علاوه از آنتفسير انفسى هم داشته باشد كه در جان انسان پياده شود.