دندانه دندانه

لغت نامه دهخدا

دندانه دندانه. [ دَ دا ن َ / ن ِ دَ دان َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) مضرس. دارای برجستگیها و بریدگیهای برکناره مانند چرخ ساعت و جز آن: تضریس؛ دندانه دندانه کردن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دندانه شود.

فرهنگ فارسی

مضرس. دارای برجستگی ها و بریدگی های بر کناره مانند چرخ ساعت و جز آن.

جمله سازی با دندانه دندانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قشو وسیله ایست دندانه دندانه که برای بیرون کشیدن پشم‌های اضافی گره‌ها است.

تنگه هرمز یعنی چه؟
تنگه هرمز یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز