اویماقات

لغت نامه دهخدا

اویماقات. [ اُ ] ( ترکی،اِ ) ج ِ اویماق. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ): سایر لشکریان و اویماقاتی که همراه داشت با اموال و جهات به تحت تصرف امراء محمدزمان میرزا درآمد. ( حبیب السیر ).

فرهنگ فارسی

جمع اویماق قبایل طوایف.

جمله سازی با اویماقات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شورش‌ها و نافرمانی‌ها فراگیر شدند به طوری که سران قاجار به ریاست محمدحسن‌خان قاجار علیه حاکم استرآباد، فتحعلی‌خان کیانی حاکم زابل علیه دولت مرکزی، محمدرضاخان افشار با جماعت اویماقات به نافرمانی علیه نادر، محمدحسین‌خان کُرد و جعفرخان کُرد در خبوشان، شاهقلی‌خان حاکم مرو، میرحسن‌خان اصفهانی داروغهٔ اصفهان علیه حاکم اصفهان، و بالاخره علیقلی‌خان که برای سرکوبی قیام فتحعلی‌خان کیانی به سیستان رفته بود، با شورشیان علیه نادرشاه متحد شد.

💡 عشیره، قبیله، ایل، طایفه، اویماق، اولو و به ویژه جمع آن‌ها عشایر، قبایل، ایلات، طوایف، اویماقات، اولوسات در متون فارسی غالباً هم‌معنی‌اند و در واژه‌نامه‌ها خاندان یا دودمان یا گاهی جامعه یا مجموعه قشون توضیح داده می‌شود. تاریخ ایلات ایران، تاریخ ایران است. نگاهی به تاریخ ایران این نکته را روشن می‌کند که بدون مطالعهٔ تاریخ اقوام، ایلات و عشایر به درستی نمی‌توان تاریخ ایران را شناخت. در حدود سال ۱۳۰۰ شمسی، عشایر بیش از ۲۵ درصد جمعیت کشور را تشکیل می‌داده‌اند، اما این میزان از آن زمان به‌طور مداوم کاهش یافته و به زیر ۲ درصد کاهش یافته‌است. در مرداد ۱۴۰۳ اعلام شد که عشایر ایران ۱/۵ درصد از جمعیت این کشور را تشکیل داده‌اند، اما ۲۵٪ از گوشت و ۳۵٪ از صنایع دستی این کشور را تأمین می‌کنند.

حسنا یعنی چه؟
حسنا یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز