دلداری دادن

لغت نامه دهخدا

دلداری دادن.[ دِ دَ ] ( مص مرکب ) تسلیت گفتن. تسلی دادن. غمگساری کردن. مصیبت زده یا داغدیده یا پریشان خاطری را تسکین بخشیدن. ( فرهنگ عوام ). مایه دلخوشی کسی را با اندرز و نصیحت فراهم کردن و از غم و اندوه او کاستن. کسی را تشویق کردن و بر جرأت او در اقدام به کاری افزودن. ( از فرهنگ لغات عامیانه ): یوسف... برخاست و همه را در کنار گرفت و دلداری داد و گفت فارغ باشید. ( قصص الانبیاء ص 84 ). برادران او را در کنار گرفتند و هریکی او را دلداری دادند. ( قصص الانبیاء ص 61 ). هر یک را بقدر خویش دلداری دهد. ( گلستان سعدی ).

فرهنگ فارسی

تسلیت گفتن. تسلی دادن.

ویکی واژه

consolare

جمله سازی با دلداری دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تاریخ ۲۲ ژوئن در یکی از قسمت های شوی راو، بعد از باخت مورگان به ناتالیا، روبی رایت اقدام به دلداری دادن به مورگان بعد از باختش میکند، که مورگان رایت را رد میکند. در ۳ آگوست در قسمتی از شوی راو، رایت از مورگان درخواست میکند تا دوباره رایت اسکواد را از نو بسازند، که آیکانیکز صحبت های آن ها را قطع و شروع به مسخره کردن آنها میکنند که منجر به یک مسابقه تیمی میشود که مورگان و رایت آیکانیکز را شکست میدهند. در پیبک، مورگان و رایت آیکانیکز را شکست میدهند و باری دیگر شب بعد در راو، که در نهایت طبق شرط آیکانیکز از هم جدا شد. به عنوان بخشی از درفت ۲۰۲۰ در ماه اکتبر، مورگان و رایت هر دو به برند اسمکداون درفت شدند.

💡 سیاوش پس از دلداری دادن پدر، کفن‌پوش با اسب به میانهٔ آتش زد و تندرست از آن‌سوی بیرون آمد:

نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز