درموز
لغت نامه دهخدا
درموز. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اورامان لهون بخش پاوه شهرستان سنندج واقع در 3 هزارگزی جنوب باختری پاوه و 3 هزارگزی راه شوسه، با 125 تن سکنه. آب آن از چشمه و رودخانه پاوه رود و راه آن اتومبیل رو است. در بالای کوه آن آثاری است معروف به آتشکده. کوه آتشکده در جنوب این ده واقع است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جمله سازی با درموز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ژرمن درموز (فرانسوی: Germaine Dermoz) یک هنرپیشه اهل فرانسه بود.