دروله
لغت نامه دهخدا
دروله. [ دَ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جوانرود بخش پاوه شهرستان سنندج. واقع در 31هزارگزی جنوب باختری پاوه و 27 هزارگزی باختر راه اتومبیل رو کرمانشاه به پاوه، با 103 تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
دروله. [ دَ ل َ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سبدلو بخش بانه شهرستان سقز. واقع در 9 هزارگزی شمال خاوری بانه و 2هزارگزی شمال راه شوسه بانه به سقز. آب آن از چشمه و راه آن اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جمله سازی با دروله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارتفاع از سطح دریا در این روستا ۶۵۰ متر بوده و به همین دلیل آب و هوای گرمی دارد. رودخانه لیله که از رودهای بزرگ منطقه است از وسط روستا عبور کرده و زیبایی خاصی را به منطقه بخشیده است، این رودخانه در منطقه دروله با آب سیروان یکی شده و وارد سد دربندیخان میشوند.
💡 در سال ۱۳۵۹ همسرش رابعهخانم بر اثر بیماری فوت میکند، خانه و حیواناتش نیز در روستای دروله در اثر جنگ ایران و عراق ویران و نابود میگردند و با تعداد گوسفندهای باقیمانده راهی روستای منصورآقایی میگردد. پس مدتی نیز به علت تلفشدن بخشی دیگر از حیواناتش، بقیهٔ آنها میفروشند و به منطقهٔ میگوره، از مناطق ییلاقی طایفهٔ امامی روی میآورد.
💡 این طایفه در گذشته، زمستانها به ناحیهٔ گرمسیری لاوران، دروله سفلی و علیا، کلور، کانیسالار، درهیاب، سیمان، کولسه امین و… که گرمتر بوده مهاجرت میکردند و در تابستانها به ناحیهٔ سردسیری همچون شاهو، میگوره، هانهسلیمان و سوروان و… مهاجرت میکردند.
💡 در ۲۰ سالگی ازدواج کردم. در منطقه دروله شغلی به جز چوپانی، کشاورزی و شکار نبود، برای منی که زمینی نداشتم راحتترین شغل «شکار» بود و از این راه گذران زندگی میکردم.