لغت نامه دهخدا
ده لیلی. [ دِه ْ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جوانرود بخش پاوه شهرستان سنندج. واقع در 43هزارگزی جنوب خاوری پاوه با 94 تن سکنه و راه اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
ده لیلی. [ دِه ْ ل َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جوانرود بخش پاوه شهرستان سنندج. واقع در 43هزارگزی جنوب خاوری پاوه با 94 تن سکنه و راه اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میرسد آخر به وصل دولت لیلیوَشان عاشقی را گر بود مجنون شریک مکتبش
💡 قوت مجنون غم بود در وادی لیلی و بس وه که مسکین طعمه زاغ و زغن میپرورد
💡 مجموعه ای از نسخههای خطی بروفی در کتابخانه لیلی در دانشگاه ایندیانا در بلومینگتون قرار دارد.
💡 از وصف حسن آن مه گر عاقلی حذر کن کاینجا ز ذکر لیلی مجنون شود نظامی
💡 کتاب لیلی و مجنون به مکتب خانه افسانه است حدیث عاشق و معشوق در دفتر نمیگنجد