درزلو

لغت نامه دهخدا

درزلو. [دَ زِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بهی بخش بوکان شهرستان مهاباد واقع در 20 هزارگزی جنوب خاوری بوکان و هفده هزار و پانصد گزی خاور راه شوسه بوکان به سقز،با 459 تن سکنه. آب آن از زرینه رود تأمین می شود و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با درزلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ساکنان آن پیرو دین اسلامند و به زبان ترکی آذربایجانی صحبت می‌کنند.مردم این روستا از گروه افشارهای قاسملو می باشند که در زمان شاه عباس صفوی به قزوین کوچانیده شدند، موطن اصلی آنها قفقاز جنوبی می باشد. از جمله نام‌های خانوادگی این روستا می‌توان به درزلو، نصیرلو، برزگر حاجیلو، برزگر نصیرلو، قمشال، بکشلو، فرجی، خوشبین، کریملو و… اشاره کرد. مکان روستا تا به حال چندین مورد بنا به دلایلی دچار تغییر شده‌است و محدوده فعلی آخرین محل جابه جایی می‌باشد.دربارهٔ نام این روستا نیز می‌توان گفت که به معنی «هشت چشمه خالص» است که آب آشامیدنی و در بعضی اوقات آب کشاورزی روستا نیز از آن تأمین می‌شده‌است یا چون این روستا در گذشته‌ها توسط هشت نایب اداره می‌شده به آن سکیزناب گویند.سکزناب جزء آن دست از روستاهایی است که در معرض خطر تخلیه جمعیت ساکن مطلق قرار دارد. این روستا با روستاهای حسن‌آباد سادات، جعفرآباد، حصار، شیزر، حسین‌آباد و… همسایه می‌باشد.