درغلتیدن، مرکبی از فعل «در» و «غلتیدن» است و به معنای حرکت کردن به صورت چرخشی یا غلطیدن روی زمین یا سطحی دیگر است. این واژه در منابع قدیمی مانند سوزنی آمده و گاهی در ادبیات به صورت نمونهای مثل «بزیر سایه گوش خر دجال درغلتم» ذکر شده است. درغلتیدن همان غلتیدن است و در فرهنگ فارسی نیز به عنوان معادل غلتیدن ثبت شده است. این حرکت میتواند ارادی یا غیرارادی باشد و در بازی، ورزش یا سقوط رخ دهد. همچنین در متون ادبی، درغلتیدن گاه برای توصیف شور، هیجان یا رهایی به کار میرود. این فعل شامل چرخش بدن یا جسم روی سطح بوده و کاربردهای عملی و استعاری دارد. به طور کلی، درغلتیدن همان عمل غلتیدن و حرکت چرخشی است که هم در زندگی روزمره و هم در بیان ادبی کاربرد دارد.
در غلتیدن
لغت نامه دهخدا
درغلتیدن. [ دَ غ َ دَ ] ( مص مرکب ) درغلطیدن. غلتیدن:
بزیر سایه گوش خر دجال درغلتم.سوزنی.رجوع به درغلطیدن و غلتیدن شود.
فرهنگ فارسی
در غلطیدن غلتیدن