دختر خواندگی

مترادف‌ها

نامزدی

لغت نامه دهخدا

دخترخواندگی. [ دُ ت َ خوا / خا دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دخترخوانده. رجوع به دخترخوانده شود.

فرهنگ فارسی

حالت و چگونگی دختر خوانده

جمله سازی با دختر خواندگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این دختر، دختر واقعی «اوربان» نبود بلکه مسلمان زاده‌ای است که پدر و مادر خود را در حمله‌ای که مسیحیان به روستای آن‌ها کردند و آن‌ها را قتل عام نمودند از دست می‌دهد. «اوربان» نیز او را از بازار برده فروشان خریده و به دختر خواندگی قبول می‌کند.

💡 پس از رسیدن به تاج و تخت، او تصمیم گرفت تا قدرت سلطنت را در بکجه یکپارچه و مستحکم کند. او قدرت اشراف را کاهش داد و سیستم حکومت های محلی با رؤسای منطقه ای منصوب شده توسط دربار را راه‌اندازی کرد. او با وی هونگران دختری که قبیله جین او را به دختر خواندگی گرفته بود و بویو وا دختر پادشاه گیه ازدواج کرد و الگوی ارثی پدر و پسری را برای جانشینی تاج و تخت ایجاد نمود و پایتخت را به هان‌سئونگ (جنوب شرقی سئول امروزی) منتقل کرد.

💡 در سنت‌های قدیمی و سنتی برخی جوامع، مراسم دختر خواندگی با حضور بزرگان دو خانواده و با رعایت آداب خاص برگزار می‌شد تا پیوندها مستحکم شود.

💡 فرآیند دختر خواندگی در دوران معاصر تغییرات زیادی کرده و امروزه بیشتر بر پایه توافق دو طرف و با رعایت حقوق قانونی و اجتماعی صورت می‌گیرد.

💡 خانواده‌ها پیش از نهایی کردن مراحل دختر خواندگی، معمولاً تلاش می‌کنند تا با شناخت بیشتر از اخلاق و منش طرف مقابل، از تصمیمات خود مطمئن شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران