داغگین

لغت نامه دهخدا

داغگین. ( اِخ ) دهی است از دهستان نهارجات بخش حومه شهرستان بیرجند. واقع در 58هزارگزی جنوب خاوری بیرجند. دامنه، گرمسیر و دارای 40 تن سکنه است. آب آن از چشمه است و محصول آن غلات، شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان نهارجات بخش حومه شهرستان بیرجند

جمله سازی با داغگین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آمل شهریست عظیم و زیبا و پرآب و بزرگ‌ترین مرکز علمی پارسیان و بزرگ‌ترین قلمرو حکومتی طبرستان است و او شهری است با خندق‌های فراوان و مقر ملوک آریایی‌ها در طبرستان و جای بازرگانانست و خواسته بسیار است و اندر وی علمای هر علمی بسیارند و افضل عرفاً و آبهای روان است و از وی جامعه کتان و برنج و دستار حنین و فرش و چوب شمشاد و حصیر طبری و طلا که به همه جای جهان جای دگر نبود و از وی ترنج و نارنج خیزد و گلیم سپید و گلیم دیلمی زربافت گوناگون و کمیخته خیزد و از ی آلات چوبین خیزد و چون کفشه و شانه و شانه نیام و ترازو و خانه و کاسه و از طلاهایش داغگین.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز