لغت نامه دهخدا
دادیانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) دادویه. حاکم موصل، آنکه جرجیس پیغمبر را عذاب کرد و بکشت. رجوع به دادویه شود.
دادیانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِخ ) دادویه. حاکم موصل، آنکه جرجیس پیغمبر را عذاب کرد و بکشت. رجوع به دادویه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از این نقطهٔ اخیر به طرف شرق بستر رود سومبار خط سرخه محسوب میشود الی خرابههای مسجد دادیانه و از مسجد دادیانه الی قلل کوپت داغ سرحدی راهی است که به درون ممتد است.