لغت نامه دهخدا
خیمه شب بازی درآوردن. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ ش َ دَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) نمایش خیمه شب بازی دادن. || کنایه از اداء و اطوار درآوردن. ( یادداشت مؤلف ).
خیمه شب بازی درآوردن. [ خ َ / خ ِ م َ / م ِ ش َ دَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) نمایش خیمه شب بازی دادن. || کنایه از اداء و اطوار درآوردن. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخستین مجموعهٔ داستانیاش را با نام خیمه شب بازی در سال ۱۳۲۴ منتشر کرد. وی در این اثر و چرا دریا طوفانی شد (۱۳۲۸) بیشتر به توصیف مناظر پرداختهاست، ضمن اینکه در این آثار شخصیتهای داستان و روابطشان و روحیات آنها نیز به تصویر کشیده شدهاند. در سال ۱۳۲۸ اثر دیگرش را هم که دارای سه داستان و یک نمایشنامه بود، با عنوان انتری که لوطیاش مرده بود به چاپ سپرد. آثار دیگر وی که برایش شهرت فراوان به ارمغان آورد، رمانهای تنگسیر (۱۳۴۲) و سنگ صبور (۱۳۴۵) است.