خودپرداخت

مترادف‌ها

خودپرداز

متضادها

پرداخت دستی

فرهنگستان زبان و ادب

{franchise (fr. )} [عمومی] بخشی از مبلغ خسارت که طبق شرایط بیمه نامه بر عهدۀ بیمه گذار است و بیمه گر نسبت به آن تعهدی ندارد

ویکی واژه

بخشی از مبلغ خسارت که طبق شرایط بیمه‏نامه بر عهدۀ بیمه‏گذار است و بیمه‏گر نسبت به آن تعهدی ندارد.

جمله سازی با خودپرداخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 1- برآورد خمس و زكات و تخمين حساب و كتاب آن بر اساس اعتمادى است كه به خودپرداخت كننده مى شود و هيچ نيازى به بازرسى و نظارت ديگرى نيست. در حالى كهماليات مبلغى است كه دولت تعيين و محاسبه و دريافت مى كند.

💡 AI’S (هواکشت بین‌المللی) یک واحد تولید محصول خودکفا، خودپرداخت (در مورد هزینه‌ها) و قابل تورم هواکشت است که مجهز به سیستم‌های محیطی سراسری و یکپارچه برای کنترل و تحویل مواد غذایی و قطرات آب به ریشه‌ها می‌باشد.

💡 يك روز مردى از طايفه كنانه، اشعارى در هجو پيغمبر اسلام سروده و در مجلسى مىخواند. يكى از افراد طايفه خزاعه كه وابسته به مسلمانان بود، جلو رفت و به آن شاعراعتراض كرد. ولى شاعر گوش به اعتراض وى نداد و همچنان به خواندن اشعار خودپرداخت. جوان خزاعى كه سخت خشمگين شده بود، به وى حمله كرد و با مشت گره كردهخود، دهان و بينى او را درهم شكست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران