خلول
مترادفها
نفوذ
لغت نامه دهخدا
خلول.[ خ ُ ] ( ع مص ) خل. ( منتهی الارب ). رجوع به خل شود.
جمله سازی با خلول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در گذشته بسیار نزدیک این جوی ها در محدوده خاک شهر زنجان که از روستای سایان واقع در ۶ کیلومتری شرق زنجان با باستیانهای محلی شروع و در قریه کوشکان ولقع در ۸ کیلومتری باختر زنجان پایان مییافت، از خاور به باختر عبارت بودند از: نهر خراب، نهر زرتان، هر گلجین، نهر خساغ، نهر اکبر، نهر رامین، نهر فولاد، نهر توپ آغاجی، نهر مال دره، نهر دفترخانه، نهر خلول، نهر سرداب، نهر زنجان، نهر اسحق.