خشکانیده
مترادفها
خشکیده، خشک شده
متضادها
خیس، تر، مرطوب
لغت نامه دهخدا
خشکانیده. [ خ ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) آنچه خشک کرده شده. خشک شده. خشک گردیده شده. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
آنچه خشک کرده شده خشک شده
جمله سازی با خشکانیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در عهد ساسانی در اطراف نجف دریاچهای وجودداشته که پس از ظهور اسلام خشک گردیده، بعدها دوباره دریاچهای پدید آمده، که تا حدود یک قرن پیش نیز وجودداشته ولی دولت عثمانی آن را خشکانیده است.