خراش دار
مترادفها
خراشیده، خطدار
متضادها
صاف، صیقلی، یکدست
لغت نامه دهخدا
خراش دار. [ خ َ ] ( نف مرکب ) خراش دارنده. آنکه در آن خراش است.
فرهنگ فارسی
خراش دارنده آنکه در آن خراش است
جمله سازی با خراش دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پانچ خراش دار شبیه پانچ مرکزی است اما برای نشانه گذاری استفاده می شود. نوک آن زاویه ای تیزتر دارد تا اندازهگیری عمق و عرض نشانهگذاری را افزایش دهد. این نشانهگذاری سپس با پانچ مرکزی برای حفرهکاری بزرگتر شدهاست. زاویه نوک پانچ 60 درجه است (زاویه آن بستگی به این دارد که شخص از چه نوع پانچ پریک استفاده می کند). همچنین به عنوان پانچ نقطه ای نیز شناخته می شود.
💡 پس از برخورد سنگ با بدنه خودرو، سطح رنگ قسمت عقب ماشین به شدت خراش دار شد و نیاز به رنگآمیزی مجدد پیدا کرد.
💡 او سعی کرد با دقت بسیار زیاد صفحه نمایش گوشی خود را تمیز کند، اما متأسفانه سطح آن همچنان خراش دار و کدر باقی مانده بود.
💡 این قطعه حساس از جنس فلز بسیار نرم است و اگر به درستی نگهداری نشود، به سرعت دچار آسیبهای سطحی و ظاهر خراش دار میشود.