لغت نامه دهخدا
خداناشناس. [ خ ُ ش ِ ] ( نف مرکب ) آنکه خدا را نشناسد. آنکه عارف بمعرفت خدای نباشد. || کنایه از بی ایمان، ظالم، ناپرهیزکار، نامتقی است: فلانی مردی خداناشناس است، از خداناشناس بپرهیز.
خداناشناس. [ خ ُ ش ِ ] ( نف مرکب ) آنکه خدا را نشناسد. آنکه عارف بمعرفت خدای نباشد. || کنایه از بی ایمان، ظالم، ناپرهیزکار، نامتقی است: فلانی مردی خداناشناس است، از خداناشناس بپرهیز.
آنکه خدا را نشناسد آنکه عارف بمعرفت خدای نباشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ج- از جمله (علل نصب ولى امر) اين است كه: چنانچه خداى بزرگ بر مردم امام و قيّم(سرپرست ) امين و نگهبان و پاسدار (دين و ملّت ) نصب نكندملت اسلامپايمال و دين اسلام رو به زوال و سنّت رسول خدا و احكام الهى دچار تغيير و تصرفاتجاهلان خواهد شد؛ زيرا بدعتگذاران، به دين اضافه مى كنند و ملحدين (و خدا ناشناسان )از آن كم مى كنند و مسلمانان (بدين سبب ) دچار حيرت و اشتباه مى شوند؛ زيرا ما مى بينيمكه مردم دچار نواقصى از نظر آگاهى هستند و نيازمند و غيركامل مى باشند (از دين اطلاعات كافى ندارند) علاوه گرفتار شهوتها و روشها و حالاتو اخلاق مختلفى هستند (كه به يك سو جهت نمى گيرند) و اگر بنا شود با اين همه كهگفتيم خداوند قيّم و پاسدارى براى آورده هاىرسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نصب نكند و كسى را بدين سمت نگمارد ملّت رو بهفساد و تباهى رفته، احكام اسلام از ميان مى رود، در نتيجه فساد، تدريجاً عالمگير خواهدشد.