لاق

لغت نامه دهخدا

لاق. ( از ع، ص ) مخفف لایق. رجوع به لایق شود: لاق گیس تو یا او یا من و غیره، لایق گیسوی تو یا او یا من.
لاق.( اِ ) لاغ. صورتی از لاغ، تار گیسو. رجوع به لاغ شود.

فرهنگ معین

[ ازع. ] (ص. ) (عا. ) شایسته، سزاوار.

فرهنگ فارسی

( صفت ) شایسته سزاوار: لاق گیس تو لاق ریشت. توضیح بعضی آنرا صورتی از لاغ بمعنی تار گیسو گرفته اند.

ویکی واژه

(عا.)
شایسته، سزاوار.
پا، لِنگ

جمله سازی با لاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صد فاید در پرده اخلاق نهان است مرهم شده بر هیأت ناسور ببینید

💡 به جان اگر دگران راست زندگی صائب حیات من به ملاقات دوستان باشد

ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز