خبرین
لغت نامه دهخدا
خبرین. [ خ َ ] ( اِخ ) نام قریه ای از اعمال بست است و ابوعلی حسین بن لیث بن مدرک خبرینی بستی منسوب بدانجاست وی بسال 377 هَ. ق. در حین حج گزاری بدرودحیات گفت. ( از معجم البلدان یاقوت حموی ). و در انساب سمعانی آمده خبرین نام قریه ای است از اعمال بست.
جمله سازی با خبرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سهگاه آذربایجانی، «شاهناز»، «اورتا ماهور»، شوشتر، موسیقیهای مقامی کوبه ای همچون هئیراتی، «اوشاری»، از پراجراترین موسیقیهایی از مجموع اجراهای جمشید مالیبیگلی بهشمار میروند. وی همچنین علاوه بر اینکه در مراسمهای عروسی روستایی نیز آوازخوانی میکرد، در ضیافتها نیز ترانههای عامیانهای نظیر «آی دریا کناریندا»، «ایستیکانین دشیلسین»، «گلیرم، گدیرم، خبرین اولسون»، «آی بالا فاطما»، «قاپیدا دوران منم، من»، «منی دوری فلک قویموش»، «ممهلر» و غیره… را اجرا میکرد.