خالویه

لغت نامه دهخدا

خالویه. [ ل ِ وَ ی ْه ْ ] ( اِخ ) فارسی. علی بن محمدبن یوسف بن مهجور فارسی ملقب به ابن خالویه و مکنی به ابوالحسن یکی از مشایخ حدیث در قرن چهارم هجری قمری بوده است. وی محل توثیق جمعی ازعلمای رجال بوده و نجاشی در سلسله خود از او روایت کرده است. او را سه کتاب است: 1 - عمل رجب. 2 - عمل شعبان. 3 - عمل رمضان. ( از ریحانة الادب ج 5 ص 213 ).
خالویه.[ ل ِ وَ ی ْه ْ ] ( اِخ ) نحوی. وی جد حسین بن احمد نحوی مکنی به ابوعبداﷲ است.

فرهنگ فارسی

نحوی وی جد حسین بن احمد نحوی مکنی به ابوعبدالله است.

جمله سازی با خالویه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوسعید حسن بن عبدالله مرزبان سیرافی، بزرگ‌ترین دانشمندان ادبیات عرب، عسکر بن حسین نخشی از خراسان، و ابو عبدالله حسن بن خالویه از همدان (منبع پیشین صفحه‌های ۱۴–۱۶) خدمات شایانی به زبان عربی کردند.

💡 راوی این روایت حسین بن خالویه و بنا به احتمالی علی بن محمد بن خالویه است.

جدا یعنی چه؟
جدا یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز