خارجی مذهب
مترادفها
غیرمسلمان، پیرو مذهب دیگر
لغت نامه دهخدا
خارجی مذهب. [ رِ م َهََ ] ( ص مرکب ) کسی که مذهب و آئین خارجی دارد. طرفداران مذهب خوارج. پیروان آئین خارجیان:
در جهان دشمن جان تو نباشد الا
خارجی مذهب و از مذهب و ملت بطرف.سوزنی.
فرهنگ فارسی
کسی که مذهب و آئین خارجی دارد طرفداران مذهب خوارج پیروان آئین خارجیان.
جمله سازی با خارجی مذهب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 محمد بن هرمز ملقب به مولی صندلی -که خارجی مذهب بود- با ابوالحسن علی بن محمد العارض، متصدی امور مالی سپاه سامانی، برای دریافت حقوق مجادله کرد و ابوالحسن عارض به مولی گفت «ترا آن صوابتر که به رباطی بنشینی که پیر شدهای و از تو کاری نیاید». این سخنان محمد بن هرمز را خشمگین کرد، او راهی سیستان شد و شورشیان را با خود همراه کرد. مولی صندلی و محمد بن عباس، معروف به پسر حفار، که رهبر شورشیان بود، منصور بن اسحاق، حاکم سیستان را دستگیر و زندانی کردند و بهنام عمرو بن یعقوب خطبه خواندند. زمانی که امیر احمد سامانی از این موضوع آگاه شد، سپاهی را به فرماندهی حسین بن علی مرورودی به سیستان فرستاد. این درگیری نه ماه طول کشید، سرانجام امیر احمد سامانی سیستان را تصرف کرد و سیمجور را به حکومت آنجا نشاند.
💡 در برخی از متون حقوقی قدیمی، اصطلاح خارجی مذهب برای کسانی به کار میرفت که به آیین و دین رسمی جامعه تعلق نداشتند.
💡 بحثهای کلامی در قرون گذشته، اغلب بر تفاوت میان پیروان دین و افراد خارجی مذهب برای حفظ وحدت جامعه تمرکز داشت.
💡 در آن جامعه سنتی، حقوق و وظایف افراد بر اساس تعلقات مذهبی آنها و یا اگر خارجی مذهب بودند، به طور متفاوت تعیین میشد.