حکک

لغت نامه دهخدا

حکک. [ ح ُ ک ُ ] ( ع اِ ) مردمان بد. || الحاح کنندگان گاه نیاز. ( منتهی الارب ).
حکک. [ ح ِ ک َ ] ( ع اِ ) ج ِ حکة. ( دهار ) ( منتهی الارب ). رجوع به حکة شود.
حکک. [ ح َ ک َ ] ( ع اِ ) سنگی باشد سپید مانند رخام و سپیدتر از رخام و سخت تراز گچ. || نوعی از رفتار و آن برفتار زن کوتاه ماند که در رفتن دوش بجنباند. || ( اِمص ) خراشیدگی. || سودگی. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

سنگی باشد سپید مانند رخام و سپیدتر از رخام و سخت تر از گچ

جمله سازی با حکک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حکمت در یک دنیای به‌تر، برنامهٔ حکک، بنیادهای اجتماعی معنوی کمونیسم کارگری را به اختصار توضیح داده‌است.

بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز