حبس صوت

مترادف‌ها

سکوت، خاموشی

لغت نامه دهخدا

حبس صوت. [ ح َ س ِ ص َ / صُو ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بند کردن آواز. صندوق یا جعبه حبس صوت. گرامافون. فونوگراف.

فرهنگ فارسی

بند کردن آواز گرامافون

جمله سازی با حبس صوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جمالزاده رمان را به جعبهٔ حبس صوت طبقات و دسته‌های مختلف ملت تشبیه می‌کند و می‌گوید انشای قدیمی نمی‌تواند در این زمینه به کار بیاید.

💡 در برخی استودیوهای ضبط موسیقی، از تجهیزات پیشرفته برای جلوگیری از حبس صوت در نقاط حساس استفاده می‌شود تا کیفیت خروجی صدا کاملاً شفاف باشد.

💡 پد‌های آکوستیک که روی دیوارها نصب می‌شوند، وظیفه دارند با کنترل و حبس صوت، از ایجاد اکو و بازگشت ناخواسته موج‌های صوتی در اتاق جلوگیری کنند.

💡 مهندسان صدا همواره به دنبال راه‌هایی هستند تا با مدیریت صحیح و جلوگیری از حبس صوت، وضوح کلام گوینده را در برنامه‌های رادیویی ارتقا دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران