جلائل

لغت نامه دهخدا

جلائل. [ ج َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ جلیل بمعنی یز که از وی ازار خرگاه سازند. ( منتهی الارب ). رجوع به جلیل شود. || ( ص ) ج ِ جلیلة.( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به جلیله شود.

فرهنگ فارسی

جمع جلیل بمعنی که از وی از ارخرگاه سازند یا جمع جلیله.

جمله سازی با جلائل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به گفتهٔ عباسی داشتن اجازهٔ روایت تا اواخر دورهٔ صفویان چیزی در حد اجازهٔ اجتهاد بوده است. او عبارت‌های تمجیدآمیز کاشفی نسبت به اهل بیت در آثارش را بیشتر از یک احترام ظاهری می‌پندارد و به عنوان مثال از اسرار قاسمی شاهد می‌آورد «مظهر عجایب و مظهر غرایب، وارث مرتبهٔ هارونی و مدرس مدرسهٔ سلونی، مطلع انوار الرضا علی المتقی المرتضی، علی محمد و اهل بیته جلائل الصلوات و کرائم التحیات.

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز