جدلیا. [ ] ( عبری، اِ ) به عبری کسی را گویند که خداوند او را مقرر فرموده است. ( ارمیا 40: 25 ) ( از قاموس کتاب مقدس ).
جدلیا. [ ] ( اِخ ) شخصی بود که نبوخدنصر پس از آنکه فلسطین را مفتوح ساخت و پای تخت و هیکلش را خراب کرد او را بر فلسطین حکومت داد. ( دوم پادشاهان 25: 22 ). و اسماعیل نامی از ملک زادگان بدستیاری بعضی از گماشتگان خود وی را مقتول ساخت. ( ارمیا 41: 2 ). و در عهد قدیم چند تن دیگر به این اسم معروفند. ( از قاموس کتاب مقدس ).
جَدَلیا (Gedaliah)
به روایت عهد عتیق۱، یهودیی از خانواده ای سرشناس در بیت المقدس (اورشلیم). پس از غلبۀ بابلیان بر یهودا۲ در ۵۸۶پ م، نبوکدنصّر۳ او را به حکومت آن گماشت (دوم پادشاهان ۲۲:۲۵). جدلیا به کمک اِرمیا۴ی نبی نظم را به شهر بازگرداند، ولی اسماعیل۵ نامی از خانوادۀ شاه پیشین یهودا، او را به قتل رساند. یهودیان ارتُدوکس هنوز در روز سوم تِشری۶ به یاد این واقعه سوگواری می کنند.
Old TestamentJudahNebuchadnezzarJeremiahIshmailTishri
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبوزردان، ارمیای نبی را که به خاطر توصیهاش به تسلیم شدن حبس شده بود، از زندان آزاد کرد. ارمیا نیز قرار بود به تبعید برده شود (۴۰:۱)، ولی نبوزردان به او اجازه داد خودش تصمیم بگیرد و ارمیا به عنوان مردی آزاد در یهودا ماند. بابلیها جدلیا را به عنوان حاکم یهودا منصوب کردند. متن تنخ مشخص نمیکند جدلیا شاه بوده یا فرماندار. سربازان یهودا که به ممالک اطراف پراکنده شده بودند، نزد او گرد آمدند. ولی یکی از بازماندگان سلسلهٔ داوود به نام اسماعیل پسر نتنیا، جدلیا و بابلیهای یهودا را کشت. سربازان باقی ماندهٔ یهودا از ترس تلافی بابل به مصر گریختند و ارمیا را نیز — با اتهام اینکه میخواهد به بابل تحویلشان دهد — به زور با خود بردند. به نظر میرسد موج سوم تبعید انتقامی برای قتل جدلیا بوده است.
💡 تبعیدیان در بابل سال سلطنت یهویاکین را به عنوان مبدأ سالشماری خود حفظ کردند. الواح جیرهبندی طی حفاریهایی در بایگانی سلطنتی نبوکدنصر کشف شده که در آن جیرهٔ غذایی یک پادشاه اسیر یهودا به نام «پادشاه یکنیا» (یهویاکین) توصیف شده است. یکی از الواح به جیره غذایی «Ya'u-kinu، پادشاه سرزمین یهودو» و پنج پسرانش اشاره دارد. جیرهٔ غذایی یهویاکین بیست برابر افراد عادی بوده و نشان میدهد او از جایگاه محترمی در دربار بابل داشته است. در لوحههای گلیای که توسط حفاری کشف شده نیز دربارهٔ مخارج یهویاکین و فرزندانش اسنادی به دست آمده است. باری، تنخ میگوید رابطهٔ این پادشاه زمانی با نبوکدنصر تیره شد و او را به زندان انداختند. او بعد از ۳۷ سال به تاریخ ۵۶۲ قم توسط اویل مردوک، جانشین نبوکدنصر، عفو شد و بعد از آزادی مخارجش را از پادشاه بابل دریافت میکرده است. روایت زندانیشدن او با الواح وایدنر که از جایگاه رفیع یهویاکین در بابل سخن میگویند، در تعارض است، به گونهای که بسیاری از محققان آن را به «زندان معنوی» یا «گروگان» تعبیر کردهاند. با این حال، لغت «زندان» (بیت کیلی) در متن عبری، ریشهٔ بابلی دارد و محتمل است منظور زندانی واقعی باشد. شاید بابلیها او را به دلیل شورش عمویش صدقیا در اورشلیم یا قتل جدلیا حبس کرده باشند. زندانیشدن پادشاه سابق محتملا ضربهٔ سختی به تبعیدیان بوده — هم نمایندهٔ خود در دربار بابل و هم بازماندهٔ سلسلهٔ داوود را از دست دادند. مزمور ۸۹ مرثیهای بر او و سلسلهٔ داوود است.