ثلجی

مترادف‌ها

یخی، برفی

متضادها

گرم، آتشین

لغت نامه دهخدا

ثلجی. [ ث َ جی ی ] ( ع ص نسبی ) برف فروش.
ثلجی. [ ث َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به ثلج بن عمروبن مالک. ( سمعانی ).
ثلجی.[ ث َ ] ( اِخ ) محمدبن شجاع ثلجی. فقیهی است مبتدع.

جمله سازی با ثلجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یزن ثلجی (عربی: يزن محمد يوسف ثلجي؛ زادهٔ ۳ سپتامبر ۱۹۹۴) بازیکن فوتبال اهل اردن است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران