تکلیف عقلی
مترادفها
وظیفه عقلانی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تکلیف عقلی به تکلیفِ ناشی از ادراک عقل نسبت به حُسن یا قبح چیزی اطلاق می شود.
تکلیف عقلی، مقابل تکلیف شرعی و عقلایی بوده و عبارت است از تکلیفی که برخاسته از ادراک عقل به بایسته بودن و نبایسته بودن کاری است؛ بنابراین، تکلیف عقلی همان ادراک عقلی است، زیرا عقل امر و نهی ندارد، و این ادراک زمینه ساز انجام یا ترک کاری در خارج می گردد.
نکته
در مواردی که عقل ملاک های شرع را به طور قطعی درک می کند، می تواند به کمک آن به حکم شرعی پی ببرد؛ قاعده «کل ما حکم به العقل حکم به الشرع» اشاره به همین نکته دارد. اما در مواردی که عقل به ملاک های شرع ظن دارد، چنین کشفی وجود ندارد.
جمله سازی با تکلیف عقلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این بحث خود با بحث مهمتر و اساسیتری پیوند داشتهاست؛ یعنی، این پرسش که راه شناخت تکلیف و دلیل انجام دادن آن چیست؟ بسته به پاسخی که به این پرسش داده میشده، پاسخ به پرسش کفر و تکلیف نیز مشخص میشدهاست. متکلمان معتزلی، از جمله قاضی عبدالجباربن احمد، تکالیف را به دو دسته تکالیف سمعی یا شرعی و تکالیف استدلالی یا عقلی تقسیم میکردهاند. تکالیف سمعی یا شرعی بر مبنای شرع مشخص میشوند و لازم الاجرا بودنشان از جهت شرع است، اما تکالیف عقلی تکالیفیاند که انسان به مدد عقل خود و تفکر استدلالی آنها را در مییابد. شق اخیر با نظریة معتزله در باب حسن و قبح ذاتی پیوند ناگسستنی دارد. اشعری و پیروان او، که قائل به حسن و قبح عقلی نبودهاند، قائل به تکلیف عقلی هم نبودهاند و همه تکالیف را سمعی میدانستهاند. متکلمان شیعه و نیز در بین اهل سنّت، ماتُریدی و پیروان او، با تقسیمبندی تکالیف به عقلی و سمعی کم و بیش موافق بودهاند، اما متکلمان شیعه، همسخن با معتزلة بغداد، متذکر این موضوع نیز میشدهاند که عقل به تنهایی کفایت نمیکند و تکلیف متأخر از شرع است و عقل به سمع نیاز دارد.